« گردش در ایساتیستو فقط بگو بخند ! »

 

موومان هفتم سفر 

برای پاره ایی مسائل اداری اومدیم یزد.ساعت شیش صبح رسیدیم و کی فکرشو میکرد که من امروز صبح، توی میدون شهید بهشتیِ یزد،چند متریِ دکّه ی روزنامه فروشی،روی نیمکت سنگی میشینم و داستان میخونم تا یار جان توی ماشین، کمی استراحت کنه و خستگی رانندگی از تنش بره بیرون؟! هان،کی فکرشو میکرد؟!

به نظرتون اگه سلبریتی بودم؛ دعوتِ چند نفر از هموطنان یزدیُ برای ناهار باید رد میکردم؟! تو رو خدا اصرار نکنید. یه گشت کوچیک توی شهر میزنیمُ؛خلاص. باید زود برگردیم.

وای گرمه،گرم! برم این لیوان دوغِ خنکُ از دست یار بگیرم.توی این هوا حسابی میچسبه !!…

 

کلیدواژه ها: ایساتیس, سفر نوشت, یزد
   شنبه 16 تیر 1397
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
1 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: تســـنیم [عضو] 
5 stars

سلام
سفر بخیر !
ما هم اردیبهشت ماه یزد بودیم ، هوا نسبتاً خوب بود و ما حتی شاهد باران هم بوذیم .
کویرش که حرف نداشت، نزدیک دو سه ساعتی را روی شنهاش به سر بردیم ، عالی بود عالی …گذشته از گرما امیدوارم بهت خوش بگذره یا خوش گذشته باشه .

1397/04/17 @ 07:20
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام تسنیم بانوی عزیزم :)
جای شما خالی
بسیار ممنونم :)

1397/04/18 @ 11:06
نظر از: زفاک [عضو] 

سلام
خداییش “گرم” حق مطلب را ادا نمی کنه باید میگفتین آتش بلا!!
راستی موومان یعنی چه؟

1397/04/16 @ 16:45
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام زفاک جان :)
بلی دقیقا حق باشماست.
موومان: یک اصطلاح موسیقیایست.چند موومان در کنار هم یک موسیقی کامل را تشکیل میدهند.در نوازندگی،گاهی یک موومان به تنهایی نواخته میشود چون دارای ابتدا و انتها میباشد.من این اصطلاح را برای سفرنوشت هایم انتخاب کردم چون هر متن به طور مجزا دارای شروع و پایان است و در کل موضوع سفرنوشت هایم را تشکیل میدهند.

خیلی خیلی ممنونم که همراهم هستید :)

1397/04/18 @ 11:14


فرم در حال بارگذاری ...

 
سوگواره عاشورایی