« از خیال که حرف میزنیم از چه حرف میزنیمالَّذی ایی که بی صِله ماند »

 

از لای انگشتهایم،جمله های تبریک و شادباش و کجایی گل نرگس،بیرون میریخت و روی کاغذ مینشست.این من بودم که داشتم پیام تولدت مبارک مهدی جان مینوشتم و با چنگ و دندان، ابیات و روایات امام زمانی را میکاویدم.وسط این صحبتها، روایتی خواندم به این مضمون که منتظر و دیندار واقعی در روزگار آخرالزمان شبیه به کسی ست که گُلِ آتش در دست دارد یا بوته ی خاری را با دست برهنه از زمین میکَند.

به دستهایم نگاهی انداختم و گفتم:«جای سوختگیتان کجاست؟! چه زود اثر زخمها و پینه هایتان خوب شده!! » حقیقت درونم،روبرویم ایستاده بود و زیر چشمی نگاهم میکرد.کور شوم اگر دروغ بگویم! به وضوح میتوانستم شماتتی که از چشمهایش میبارد را بخوانم«تو منتظر واقعی هستی؟! غفلت کردی و نشانه های انتظارت را لای صفحه های کتابها و دانسته هایت جاگذاشتی.» مسلما مصداق عملیِ این روایت من نبودم.

مصداق عملیِ این روایت کارگریست که برای رسیدن به اوج از استخوان بدن دیگران نردبان نمیسازد و چاپلوسی نمیکند.کارگری که صبح الطلوع توی چله ی زمستان برای یک لقمه ی حلال از خانه بیرون میزند.کارگری که در خُرما پزان تابستان در ظِلِّ آفتاب عرق میریزد و کار میکند تا منت کسی بالای سرش نباشد.کارگری که در نهایت سیاهی شب، به خانه بازمیگردد؛ نان بازویش را بر سر سفره ی خانواده اش میگذارد و دستهای پینه بسته اش روی همه ی اِفه های زبانی و انتظارهای تبلیغاتی و کَشکی را میگیرد.

روز میلاد مهدی را باید به اویی تبریک گفت که منتظر واقعی ست .کسی  که افتخارش به کارگرزاده بودن است نه آقا زاده بودن.روز میلاد مهدی را باید به اویی تبریک گفت که صورتش از سیلی سرخ است و پروین اعتصامی در وصفش سروده است:« مردم آنانند کز حکم و سیاست آگهند/کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر».


موضوعات: روزانه نوشت
   چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(4)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
4 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: ستاره مشرقي [عضو] 

احسنتم

1397/02/24 @ 22:53
نظر از: صداقت...! [عضو] 

سلام صهبای عزیز
هر روز بهتر از دیروز:)
«کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر»
موفق باشید ان شاء الله
قلمتان نویسا

1397/02/18 @ 20:41
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام
ممنونم که اینجایید:)

1397/02/21 @ 07:03
نظر از: پینــــــــــــــــــــار [عضو] 
5 stars

سلام
من نمی دونم این چه باوریه که بین ما رایج شده که فقط اون پولی که کارگر با زحمت و عرق به دست میاره حلاله و اون منتظره!!!
یعنی این همه آدم که شبانه روز درس خوندن و از لذت خیلی چیزها محروم کردن خودشان را و حالا به جایی رسیده اند،نونشون حلال نیست؟!! حتمن باید دستت پینه بسته باشه؟!!
خیلی از همون کارگرها هم زمانی که باید درس می خواندند و زحمت می کشیدند،این کار را نکردند وحالا مجبورند برای پر کردن شکم زن و بچه به سختی کار کنند،کما اینکه سختی و مشقت شغلهای به ظاهر خوب و شیک هم،کمتر نیست

1397/02/16 @ 14:05
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام دوست عزیزم خانم انتظاری:)
من معتقدم قشر مستضعف و خاصه گروه کارگر، همونایی هستن که همیشه از همه جلوتر بوده،هستند و خواهند بود.جماعتی که خدا زمین رو براشون نگه داشته تا بر اون حکومت کنند.همون بی کلاسا.همونایی که شما بعضیاشون رو درس نخون خطاب کردین و امیدوارم باور قلبیتون نبوده باشه.

1397/02/16 @ 16:13
نظر از: پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب [عضو] 

سلام خیلی قشنگ بود.خوشحا لمیشم به وبلاگ ما سر بزنید

1397/02/16 @ 13:02
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام خانوم
آمدم:)

1397/02/17 @ 22:28
نظر از: خادم المهدی [عضو] 
5 stars

چند وقت پیش، در وبلاگ یکی از دوستای عزیزمان درباره ی نشانه های آخر زمان مطلبی خواندم که مضمونش این بود که مردم در این دوره مورد ابتلا و آزمایشات قرار میگیرند، ته دلم خالی شد، خالی شد که نتونم از پس آزمایش خدا سربلند بیرون بیام

1397/02/16 @ 09:36
نظر از: صهباء [عضو] 

باید امیدوار بود:)
ان شاالله ماهم ملحق میشیم به سربلند شده ها

1397/02/17 @ 22:32
نظر از: maryam.r [عضو] 
5 stars

چشمت روشن به جمال جانان عزیزم
کور باد چشم آقازادگانی که ژن‌ِ خوب زاده‌اند و قشر مستضعف را نردبان که چه عرض کنم آسانسور ترقی‌شان میدانند!
قلمت طلا صهباجان

1397/02/15 @ 15:08
نظر از: صهباء [عضو] 

«چشمت روشن به جمال جانان….»
الهی آمییییییییین****

1397/02/15 @ 21:47
نظر از: پاک و منزه اهل پرواز [عضو] 
5 stars

سلام صهباء جان احسنتم..
خیلی عالی نوشتید

1397/02/15 @ 11:54
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام به دوست هنرمندم.
ممنونم که اینجایید:)

1397/02/15 @ 12:09


فرم در حال بارگذاری ...

 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ