« حمید هیرادروز میلادت ای پیامبر ، چقدر همه چیز خوب شد! »

 

رنگایی هستن که هیچ جایگاهی در زندگی من ندارن!متاسفانه.

از یک سالگی که برای ریحانه مداد رنگی خریدم  ؛بیشترشون رو تا حالا نگه داشتم.حتی مداد طلایی رنگه که سه سانت بیشتر نیست. امروز با اون مدادای نصفه نیمه دلی از عزا در آوردم.ایده هام ته کشیدن .احساس میکنم دارم دستام رو حروم میکنم.ولی هنوز قلبِ کوچکترین و کهنه ترین مداد رنگی،  مثل ساعت کار میکنه.

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 19 آذر 1396

2 نظر

نظر از: رحیمی [عضو] 

سلام
آفرین صهبای عزیزم
فقط کاش یه دسته بندی قرار بدین برای نوشته های خودت تا مشخص باشن.

1396/09/20 @ 08:37
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

دلت آبی تر از دریا رفیقم
به کامت شادی دنیا رفیقم
الهی دائماچون گل بخندی
شب و روزت خوش و زیبا رفیقم:)))))

دسته بندی دارم که!!

1396/09/20 @ 20:03


فرم در حال بارگذاری ...