« بازتاب اعمال:)دفترچه های جاندار »

 

امروز به قولم وفا کردم . از خیابان هاتف تا چهار راه شکر شکن و از شکر شکن تا چهار راه کرمانی پیاده روی کردم.توی مسیر  مباحث فقهی کلاس سرگرمم کرده بود،  درسایی که از فقه غیراستدلالی می خونم و باید قدرت درک مطلبم رو از متنهای عربی افزایش بدم ‌. با خودم میگفتم این آقایون مراجع تقلید توی بعضی از احکام که به هیچ وجه مبتلا بهشون نیستند چقدر دقیق و موشکافانه دست به بررسی زدند و فتوا صادر کردند.
خلاصه قدم میزدم و پیش میرفتم که از پشت سر یه صدای نخراشیده ونتراشیده نظرم رو جلب کرد.طرف داشت با موبایلش بلند بلند صحبت میکرد و طول پیاده رو رو طی میکرد.
صحبتهاش کاملا خانوادگی و شخصی بود ولی انقدر واضح حرف میزد که می تونستی حدس بزنی قضیه از چه قراره.

عابر:"من میخوام این لیلای آ این ناصری پاشونو اِز تو زندگیم بکشن بیرون. میخوام اِ زندگیم کنده شَن. من تا دِلِد بخواد اِز این دوتا آتو دارم.
اِگه این ناصری پا تو کفشی من بوکُنِد آ بخواد این وسط موش بُدُونِد آ سوسِه بیاد ، وای به حالِشِس، حسابِش با کرامَ الکاتبینِ س…”

اینجور مواقع فرشته روی شانه راستم با فرشته روی شانه چپم شروع میکنن به تقابل. این رو هم بگم ؛ کَل ،کَل کردن با فرشته های وجودیم عادتیه که از بچه گی باهام بوده و مال همین یکی دو روز نیست.
فرشته شانه راستم گفت:"بابا بی خیال شو ،ولا تَجَسَسوا".
خیلی هم اهل معرکه گیری و بازار گرمی و اینجور حرفا نیست ؛ دوتا کلمه و وسلام .اتو کشیده و منظم میره میشینه یه گوشه و فرصت رو به حریف واگذار میکنه.(البته فرشته من اینطوریه مال شما به خودتون مربوط میشه).
بجاش فرشته شانه سمت چپم از این بازیگوشا و کَلَکاست.قشنگ دیوار توجیه و حاشا رو یکی یکی برام آجر میچینه و میره بالا.به هیچ چیز و هیچ کس هم رحم نمیکنه.
فرشته شانه چپ که تازه میدان امده بود دستش،شروع کرد:"خودش داره وسط خیابون بلند بلند حرف میزنه خوب، تو هم اگه دلت می خواد گوش بده،درِ گوشتو که نمیتونی ببندیو راه بری که! تازه به نظر من داره حق الناس هم میکنه انقدر هوار میکشه و راه میره، سیگارم که میکشه ،آخه آدم هم انقدر بی ملاحظه!؟ انقدر بی ادب؟! انقدر بی…….
انگشتم رو به نشانه سکوت گذاشتم روی دماغم و بهش گفتم:"هیس”
 دیدم اگه بخوام به راهم ادامه بدم معلوم نیست تا کی باید صدای پشت سر رو تحمل کنم و مانع مغلطه کاری های فرشته شانه سمت چپ بشم و جلوی  قضاوت ها و حکم صادر کردن های ذهنم رو بگیرم.
حکمهایی که من به هیچ وجه در مقام صادر کردنش نیستم.
بنابراین جلوی ویترین مغازه کادویی توی خیابان حافظ ایستادم و با اجازه صاحب مغازه چند تا عکس از گلدون های فانتزیش انداختم . این طوری فرد مورد نظر هم حسابی ازم فاصله گرفت. بعد هم خانم فروشنده کارت تبلیغاتی مغازه رو بهم داد و گفت که اگه دوست داشتین می تونین عضو کانال تلگراممون بشین و سفارش کالا هم بدین.
جنسای کادویی بامزه ایی داره شاید یکی دوتاش رو سفارش بدم.

(همشهری کمی مراعات لطفا!
راستش قرار بود این متن جور دیگری نوشته شود .جوری که شاید با عنوان ارتباط بیشتری برقرار کند ولی قلم اینجوری چرخید).

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 16 مهر 1396

17 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(6)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
6 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: عابدي [عضو] 
5 stars

زیبا نوشتید

1396/07/23 @ 18:50
نظر از: حدیث عشـق [عضو] 
5 stars

ســلام بر صهبای عزیز
بسیار عالی نوشتی
موفق باشی دوست عزیز
www.khatkhati.kowsarblog.ir

1396/07/21 @ 18:29
نظر از: صهباء [عضو] 

علیک السلام
ممنونم.
منم برای شما آرزوی متقابل دارم.:)))

1396/07/21 @ 23:01
نظر از: ترنم [عضو] 
ترنم

با سلام و خسته نباشید
خیلی عالی و زیبا بود خوش به حال تون که میتونین اینقدر زیبا متن بنویسین واقعا احسنت
لطفا به وبلاگ بنده هم بنام منتظران ظهور سر بزنید
http://so-ne.kowsarblog.ir/

1396/07/18 @ 06:33
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام
ممنونم. به چشم حتما می آیم.

1396/07/18 @ 19:06
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

سلام عزیزم مثل همیشه زیبا نوشتی .
موفق باشی گلم .

1396/07/18 @ 00:04
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام.
بینهایت سپاس.نظر لطف شماست.

1396/07/18 @ 19:07
نظر از: ستاره مشرقی [عضو] 

عالی بود دوست عزیزم
منظور رو رسوندید
موفق باشید

1396/07/17 @ 15:06
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام
خدا رو شکر:)

1396/07/17 @ 18:49
نظر از: دهسنگی [عضو] 
5 stars

سلام مثل همیشه
متن هاتونو دوست دارم
لطفابه وبلاگ منم سربزنید

1396/07/17 @ 13:40
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام وسپاس
به روی چشم دوست عزیزم.

1396/07/17 @ 18:49
نظر از: مدرسه علمیه فاطمیه شهرکرد [عضو] 
5 stars

سلام
مثل همیشه زیبا نوشتی

1396/07/17 @ 13:16
نظر از: صهباء [عضو] 

ممنونم بابت دلگرمیتان:))

1396/07/17 @ 18:51
نظر از: حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت [عضو] 

شما هر جور بنویسید عالیه بانو

1396/07/17 @ 09:30
نظر از: صهباء [عضو] 

لطف دارید بانو:))

1396/07/17 @ 18:52
نظر از: خادم المهدی [عضو] 
5 stars

خوب چرخیده، نگران نباش

1396/07/17 @ 08:22
نظر از: صهباء [عضو] 

سلام وسپاس عزیز دلم.
ممنونم بابت محبتهای بی دریغ تون.

1396/07/17 @ 18:53


فرم در حال بارگذاری ...

 
فراخوان یاوران حسینی