در خانه ی جدید،یک هوا از آسمان دورترم.به جایش ، راهرویی پنچ-شش متری با دیواری سفید،مثل اتوبان افتاده وسط آشپزخانه و اتاق خواب.باید درخواست بنویسم برای شهرداری.هم دو تا تیر چراغ برق بفرستند؛هم یکی از این هنرمندهای زیباسازی شهری.تا بیاید این اثر  “Dmitriev” را بکشد روی دیوار راهرو !!

 


موضوعات: روزانه نوشت
   چهارشنبه 17 مرداد 13972 نظر »

خُسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد

ساحت کُۏن و مکان عرصه ی میدانِ تو باد

زُلفِ خاتونِ ظفر شیفته ی پرچم توست

دیده ی فتح اَبد عاشق جولان تو باد…

 

 +دوشنبه ام را با تو آغاز میکنم «بسم الله الرحمن الرحیم»

++لحظه ای که باید فراخ ترین گام زندگی ام را بردارم؛وجودم پُر میشود از رازی که از گفتارِ لسان الغیب سرچشمه میگیرد.من به معجزه ی واژه ها ایمان دارم…

کلیدواژه ها: حافظ

موضوعات: روزانه نوشت
   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »

میان کتاب ها گشتم

میان روزنامه هایِ پوسیده ی پُر غبار،

در خاطراتِ خویش

در حافظه ئی که دیگر مدد نمی کند

خود را جُستن و فردا را.

عجبا!

جُست و جو گرم من  

                          نه جُست و جو شونده.

من این جای ام و آینده 

در مشت هایِ من.

 

 

+ شعر شاملو، مملو از حسِ روندگی ست.حتی وقتی، حبسیه هایش را میخوانم. یا حتی وقتی، بسترِ بیماری، او را زمین گیر کرده.همواره این حرکت رو به جلو توی چشم است. با وجود تلخی هایی که گاهی خاطرِ ذائقه را بی حد و حساب مکدر میکند؛ ولی این صفت فاعلی در شعر ، یک نوع سیری، یک نوع اشباع ذهنی ِ لذت بخش به وجود می آورد.اینجا که میگوید:«جُست و جو گرم من / نه جُست و جو شونده…»

   شنبه 13 مرداد 1397نظر دهید »

 

«سلام بر دختران سبز پوش شالیزار»

 

 

+لحظه شماری میکنم که این اسباب کشی تمام شود؛ بیایم برایتان از باغبادران بگویم.

 


موضوعات: تصویر نوشت
   پنجشنبه 11 مرداد 1397نظر دهید »

امروز نگران رفتن آفتاب بودم!

مثلِ وقتهایی که نمازِ ظهرم را سر وقت نمیخوانم بعد تنگ غروب یادم میاید و هول برم میدارد که «وای،آفتاب نره!»…

دلم تنگ میشود برای این نارنجیِ داغ که از رویِ  سرِ گُل ها میپرد رویِ آجرهایِ دیوارِ بالکن و یواش یواش، کوچک و کوچکتر میشود.

دلم تنگ میشود برای آفتابِ این بالکن!

   چهارشنبه 10 مرداد 1397نظر دهید »

1 2 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 55

 
دانلود نرم افزارهای قبله نما