«در ستایش آبی ها و نور !»   کارم این روزها ،کتاب خواندن موقع پیاده رویست.مهم نیست موضوع کتاب چیست؟ یا نویسنده ی کتاب کیست؟مهم این است که مطالعه هنگام پیاده روی ذهنم را درگیر کتاب توی دستهایم میکند وباعث میشود؛ تعداد قدمهای برداشته ام را نشمارم. در… بیشتر »
   چهارشنبه 16 اسفند 1396نظر دهید »
  *لحظه ی نزول وحی*   یکی از لذتای دنیایی اینه که کلید واژه ی پیاده روی نوشتو در یه روز تعطیل ،برداری بذاری گوشه ی سبد پیکنیک و دست دختر و حضرت همسر و یه گروه از آدمای مشکل پسندو بگیری و به بهانه ی گزارشی که از روستای وَرتون و آبگرم معدنیش توی اخبار… بیشتر »
   یکشنبه 8 بهمن 13964 نظر »
  در محله ی ما هنوز انگشت هوا توی سوراخ پاییز گیر کرده است! بیشتر »

موضوعات: تصویر نوشت
   چهارشنبه 27 دی 1396نظر دهید »
  ثانیه های انتظارم را آب میدهم تا مردمِ چشمم در حضور تو شکوفه بزند.   اصفهان_امام زاده احمد بیشتر »

موضوعات: تصویر نوشت
   چهارشنبه 27 دی 1396نظر دهید »
  سلامتی اون پیرمرد گاریچی توی بازار که وقتی ازش پرسیدن :"آخه پیرمرد تو میدونی عشق چندتا حرف داره؟!” مثل یه جوان تازه نفس و سرحال با چشمهای قبراق گفت:"چهار حرف". همه بهش خندیدند!   ولی اون زیر لب زمزمه می کرد:”حسین،حسین،حسین“ بیشتر »
   جمعه 19 آبان 13964 نظر »
 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی