ایستاده بودم روی سینه ی کوه.خورشید غروب کرده بود،تماشایش کرده بودم.ماه به اریکه ی خورشید لم داده بود،تماشایش کرده بودم.ستاره ها مست کرده بودند انگار!! یکیشان از سر مستی،داشت می افتاد پشت کوه،تماشایش کرده بودم. دیگر خبری از پرواز دسته جمعی پرندها… بیشتر »

موضوعات: پیاده روی نوشت
   یکشنبه 23 اردیبهشت 139720 نظر »
من اینجایم ؛ خاکیِ خاکی. دور از آنچه که ممکن است گاهی وبال گردنم شود. sahbaspring@gmail.com
پیشنهاد صهباء
 
اسرار عبادات